![]() |
![]() |
|
|
در این مطلب با نرم افزاری در این زمینه آشنا می شوید.
Active UNDELETE نام یکی از معروفترین ابزارها و برنامه های بازیابی اطلاعات پاک شده از سیستم می باشد که به وسیله آن کاربران قادر خواهند بود تا فایل ها و پوشه های پاک شده از سیستم را در هارد دیسک و یا دیگر حافظه های جانبی بازیابی نمایند. در این نرم افزار کاربران می توانند لیست فایل های قابل بازیابی را به صورت تفکیک شده مشاهده نموده و در صورت امکان و نوع فرمت فایل می توان پیش نمایی از فایل را مشاهده نمود. از ویژگی های موجود در این نرم افزار می توان به قابلیت بازیابی فایل ها از درایوهایی با فرمت NTFS/FAT32 /FAT16/FAT12 ، قابلیت بازیابی اطلاعات از حافظه های جانبی مانند حافظه های دوربین های های دیجیتالی ، کارت های حافظه تلفن همراه و ...نیز اشاره نمود. این نرم افزار محصولی از شرکت Active@ Data Recovery Software می باشد.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 11:58 توسط شش پسر بد |
|
|
||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 9:49 توسط شش پسر بد |
|
||||
|
سلام !
بابا کجاییم ما ؟ بابا پسرای شیطون همه از هم جدا شدن !!! kiss boys نابود شد رفت ولی کم کم باید به سر و وضع این وب لاگ برسیم! خوب نظر تو چیه ؟ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 6:58 توسط شش پسر بد |
|
|
600 . اگر سيستم در حال شماره گيري باشد و دوباره شماره گيري نماييد اين خطا نمايش داده مي شود . 609 . نوع راه انداز مودم شناسايي نشده است . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 7:36 توسط شش پسر بد |
|
|
شرکت Seagate از عرضه هارد درايوهاي جديد 750 گيگا بايتي خود خبر داده است. اين هاردها ابزاري مناسب براي ذخيره محتويات چند رسانه اي بر روي رايانه هاي شخصي به حساب مي آيند. هارد جديد که Barracuda 7200.10 ناميده مي شود اولين هارد 750 گيگابايتي است که براي استفاده در رايانه هاي شخصي خانگي توليد مي شود. پرظرفيت ترين هارد توليد شده توسط Seagate تاکنون 500 گيگابايت ظرفيت داشته است. گفتني است اين داريو که از نوع داخلي است به قيمت 599 دلار به فروش خواهد رسيد.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 19:15 توسط شش پسر بد |
|
|
اپلت Display در Control Panel برنامه رابطي است كه توسط آن مي توان خصوصيات نمايشي ويندوز، نظير: كاغذ ديواري، محافظ صفحه نمايش، تنظيمات رنگ سيستم و … را تغيير داد. اين كادر با كليك راست كردن روي قسمتي خالي از دسكتاپ و انتخاب گزينه Perperties نيز، قابل دسترسي است. در هر صورت براي ممانعت از باز شدن اين كادر محاورهاي، در رجيستري در زير كليد: [HKEY_USERS\DEFAULT\Software|Windows\Current Versian\Policies\System] يك مقدار DWORD به نام NoDispCPL بسازيد . به آن مقدار يك را بدهيد. بدين شكل به خصوصيات نمايشي، ديگر نمي توان دسترسي داشت |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 19:14 توسط شش پسر بد |
|
|
ویندوزتان مرتب قفل (crash) می کند ؟ تا به حال چند بار رایانه خودتان را فرمت کرده اید یا ویندوز آن را درباره نصب کرده اید ؟ فکر می کنید عمر مفید هر ویندوز چقدر است , یک ماه یک سال یا ... ؟ این بار می خواهم نکاتی را درباره حفاظت از ویندوز بگوییم و این که چگونه از آن مراقبت کنیم تا طول عمر بیشتری داشته باشد . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 19:7 توسط شش پسر بد |
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 7:10 توسط شش پسر بد |
|
|
اگر لذت ترك لذت بداني از سينه تنگم دل ديوانه گريزد ديوانه عجب نيست كه از خانه گريزد عاشقي پيداست از زاري دل نيست بيماري چو بيماري دل روزاحباب تو نوراني الي يوم الحساب روزاعداي تو ظلماني الي يوم القيام ديوانه كرد آرزوي وصل او مرا از سر برون نميرود اين آرزو مر گفتمش نقاش را نقشي بكش از زندگي با قلم نقش حبابي بر لب دريا كشيد آنكةعاشقانةخنديدخندهاي منودزديد پشت پلك مهربوني خواب يك توطئةميديد توراميبينم وميلم زيادت ميشود هردم توراميبينم ودردم زيادت ميشود دردم هركسي هم نفسم شددست آخرقفسم شد منه ساده بخيالم كه همه كاروكسم شد نيازارم ز خود هرگز دلي را كه مي ترسم در آن جاي تو باشد گر بي خبر آمديم به كوي تو، دور نيست فرصت نيافتيم كه خود را خبر كنيم گرچه میدانم نميآيد،ولي هردم از شوق سوي درميآيم و هرسو،نگاهي میکنم از سوز محبت چه خبر اهل هوس را اين اتش عشق است نسوزد همه كس را آورم پيش تو از شوق پيام دگران گويمت تا سخن خويش به نام دگران من بخال لبت اي دوست گرفتار شدم چشم بيمار تو را ديدم و بيمار شدم گاه گاهي به من ازمهر پيامي بفرست فارغ ازحال خود و جان و جهانم مگذار غمي خواهم كه غمخوارم تو باشي دلي خواهم كه دل آزارم تو باشي گر نرخ بوسه را لب جانان به جان كند حاشا كه مشتري سر مويي زيان كند گر هيچ مرا در دل تو جاست بگو گر هست بگو نيست بگو راست بگو صبر در جور و جفاي تو غلط بود غلط تكيه بر عهد و وفاي تو غلط بود غلط گرچه هرلحظه زبيداد تو خونين جگرم هم بجان توكه ازجان بتو مشتاق ترم غير از غم عشق تو ندارم , غم ديگر شادم كه جز اين نيست مرا همدم ديگر دل كه آشفته روي تو نباشد دل نيست آنكه ديوانه خال تو نشد عاقل نيست زدرد عشق توبا كس حكايتي كه نكردم چرا جفاي تو كم شد؟شكايتي كه نكردم تو كيستي،كه اينگونه،بي تو بي تابم؟ شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم بشنو از ني چون شكايت ميكند از جداييها حكايت ميكند |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 10:3 توسط شش پسر بد |
|
|
1- «جوليانا وتمور» كودك بدون چهره: «جوليانا وت مور» با نوعي ناهنجاري ژنتيك نادر به نام «تريچر كالينز» به دنيا آمد. كودكي كه با اين سندروم متولد ميشود داراي چشماني بسيار باريك و يا برآمده و گوشهاي خيلي كوچك و يا كاملا فاقد گوش است و از هر ده هزار كودك يكي مبتلا به اين سندروم ميباشد. ولي ناهنجاري جوليانا حتي در نوع خودش نيز
هميشه در كنار او بودهاند. او درسالهاي آينده به طور مداوم تحت عمل جراحي قرار ميگيرد تا مشكلات صورتش يك به يك برطرف شود و چهره اي تا حدودي طبيعي پيدا كند. 2- «لوچيانا والكان»، دختري با ماهيچههاي استخواني: «لوچيانا والكان» مثل هر بچه ديگري
عاشق بازي و دويدن است ولي اين دختر هفت ساله مبتلا به بيماري وحشتناكي ميباشد. او به تدريج به يك مجسمه تبديل ميشود. «لوچيانا» به بيماري به نام «فيبرو ديسپلازيا اوسيفيكانز پراگرسيوا» (FOP) مبتلاست و به همين دليل ماهيچههايش آهسته آهسته به استخوان تبديل ميگردند. اين استخوانهاي اضافي به اندامهاي داخلي صدمه ميزنند و در نهايت موجب مرگ انسان ميشوند. اين بيماري بسيار بسيار نادر است و در دنيا تنها 200 مورد از آن مشاهده شده است. وقتي لوچيانا به دنيا آمد كاملا طبيعي بود. تنها تفاوت او با بقيه نوزادان اين بود كه شست پايش از بقيه انگشتان پا كوچكتر بود و اين يكي از مشخصترين علائم اين بيماري است. سال گذشته در بدن لوچيانا استخوان خطرناكي رشد كرد كه درست زير چانهاش بود و آروارههايش را قفل ميكرد اين بيماري در زمان رشد كودك بسيار فعالتر است و موجب ايجاد درد و مشكلات فراواني ميشود تا اينكه انسان درست مثل يك مجسمه كاملا سفت شود به طوريكه حتي حركتهاي معمولي نيز تقريبا غير ممكن ميگردد. 3- «آرچي تامپسون»، بچه 37 كيلويي: اين داستان كودكي است كه در دو سالگي 37 كيلو وزن دارد و نميتواند راه برود. سندروم «مومو» يك ناهنجاري بسيار نادراست و گفته ميشود در سراسر دنيا تنها سه نفر به آن مبتلا هستند. يك نفر در
ايتاليا و دو نفر در برزيل. وقتي «آرچي» در ژوئن سال 2002 به دنيا آمد وزني كاملا معمولي داشت. وقتي پانزده ماهه بود وزنش 25 كيلو شد و در دوسالگي به 37 كيلوگرم رسيد. اين اضافه وزن روي تنفس آرچي تاثير منفي گذاشته و تاكنون يك بار نيز حمله قلبي داشته است. والدين و پزشكان او فكر ميكنند احتمال دارد آرچي حداكثر تا يك سال ديگر زنده بماند. وقتي پدر و مادرش براي نخستين بار به پزشك مراجعه كردند، او سارا مادر آرچي را مقصر دانست و گفت سارا زيادي به بچه غذا ميدهد. آرچي در بيمارستان بستري شد و تمام وعدههاي غذايي او مورد كنترل دقيق قرار گرفت اما در كمال تعجب ديدن كه آن به اندازه تمام بچهها غذا ميخورد ولي به سرعت به وزنش اضافه مي شود. پزشكان و متخصصان اطلاعات زيادي درباره سندروم «مومو» ندارند. آنها اميدوارند با مطالعه بر روي آرچي بتوانند تجارب خود را افزايش دهند. 4- «نوومتري»، سياهان با توموري غيرعادي: «نوومتري سياهان» پسري 5 ساله از اهالي اندونزي بود كه از نوعي غده عظيمالجثه رنج ميبرد. اين غده بسيار بزرگ كه در صورت او قرار داشت، از دو سالگي شروع به رشد نمود. گفته ميشد
كه اين غده به خاطر رشد غير عادي يك يا چند دندان به وجود ميآيد.
5- «ميلاگروس سرون»، پري دريايي پرو: روز 27 آوريل 2004 «سارا سرون» در بيمارستاني در «سنترال اندس» پرو دختر زيبايي به دنيا آورد ولي كادر پزشكي خيلي نگران بودند زيرا اين بچه داراي نوعي نقص عضو بود كه مردم آن را شوم ميدانستند. او مبتلا به «سيرنومليا» بود يعني هر دو پايش به هم چسبيده بود و جنسيت او سه هفته بعد از تولد از طريق آزمايش كوروموزوم مشخص شد. بيشتر بيماران «سيرنومليا» مشكلات اندامي شديدي دارند و ميلاگروس هم از اين قاعده مستثني نيست. او تنها يك كليه دارد كه آن هم اصلا خوب كار نميكند. پدر و مادر او واقعا غصهدار بودند تا اينكه دكتر «لوييس روبيو» از شهر «ليما» اعلام كرد ميتواند پاهاي اين كودك را جدا كند. او يك جراح پلاستيك معروف در ليما است و به همراه تيم پزشكي اش پري كوچك دريايي را عمل كردند ولي ميلاگروس مشكل ديگري نيز دارد. عمل جداسازي پاهاي اين كودك بيشباهت به يك معجزه نبود. ميلاگروس نيز به زبان اسپانياي به معناي معجزه است.
6- «هيلي اوكينز» بچهاي كه از مادربزرگش بزرگتر است: «هيلي اوكينز» دختر شش سالهاي كه از يك مشكل نادر به نام «پروجريا» رنج ميبرد. بدن او هشت تا ده بار سريعتر از بچههاي هم سن و سالش پير ميشود و عمر او به طور ناراحتكنندهاي كوتاه خواهد بوند و حداكثر در نوجواني از دنيا خواهد رفت. پدر و مادر او «مارك و كري اوكينز» هر روز شاهد پير شدن سريع فرزندشان هستند. او موهايش را از دست داده، مبتلا به آرتروز شده و مشكلات قلبي پيدا كرده است. با وجود اين بيماري عجيب و ترسآور، هيلي كودكي سرزنده و شاداب است. او در كلاس دوم ابتدايي درس ميخواند و در مدرسه محبوب همگان ميباشد. طبق بررسيهاي انجام شده تنها يك خانواده به نام خانواده «خان» هستند كه بيش از يك فرزند مبتلا به «پروجريا» دارند. «بيسون و راجياخان» از اهالي هندوستان تاكنون پنج فرزند به دنيا آوردهاند كه همگي مبتلا به اين بيماري نادر بودند و تا به حال |
||||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 9:51 توسط شش پسر بد |
|
دلایلی که می توانید بر مرد بودن خود افتخار کنیهمیشه از نام خانوادگی شما استفاده میشود، مدت زمان مکالمه تلفنی شما حداکثر30ثانیه است، برای یک مسافرت یک هفته ای تنها یک ساک کوچک دستی نیاز دارید، درب تمام شیشه های مربا وترشی را خودتان باز می کنید. دوستان شما توجهی به کاهش و افزایش وزن شما ندارند، جنسیت شما در موقع مصاحبه استخدام مطرح نیست. لازم نیست کیفی پر از لوازم بی استفاده را همه جا به دنبالتان بکشید، ظرف مدت10 دقیقه می توانید حمام کنید وبرای رفتن به مهماتی آماده شوید، همکارانتان نمی توانند اشک شما را در بیاورند، اگر در 28 سالگی هنوز مجردید احدی به شما ایراد نمی گیرد، با یک دسته گل می توانید بسیاری از مشکلات احتمالی را حل کنید، وقتی مهمان به خانه شما می آید لازم نیست اتاق را مرتب کنید، بدون هدیه می توانید به دیدن تمام اقوام ودوستانتان بروید ،می توانید آروزی هر پست و مقامی را داشته باشید ،حداقل بیست راه برای باز کردن در هر بطری نوشابه داخلی وخارجی بلد هستید ،ضرورتی نداره روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشید وبالاخره روزی یک پیرمرد موفق خواهید شد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت 9:42 توسط شش پسر بد |
|
|
آلبوم جدید و زیبای امید به نام انتظار
Tarze Negahet Man Be Tou Na Nemigam Azizam Bahar Entezar Bot Shor Angiz Zire Baroon |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 8:34 توسط شش پسر بد |
|
|
اینم آلبوم زیبا از هنگامه به نام ارتش صلح
![]() یا تو یا هیچکس دیگه معجزه ارتش صلح ادعا بهونه آخر خط من و تو ایران |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 8:32 توسط شش پسر بد |
|
|
اينم آلبوم بي معرفت از عليرضا و حميدرضا
خواب از تو مينويسم بي هويت بي معرفت غريبه قصه ي فرار عشق خوشگل عاشق پسره عرشياي مشرقي جهنم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 8:28 توسط شش پسر بد |
|
|
آنلاين هست يا آفلاين ؟ -- Buddy Check
براي اينكه به طور كامل بفهميد دوستتون در ياهو مسنجر آفلاين هست يا آنلاين پس از دانلود برنامه بايد كارهاي زير رو به ترتيب انجام بديد.
>>> 2 - افزودن آيدي افراد مورد نظر
<< دانلود برنامه >> |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 8:32 توسط شش پسر بد |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 22:58 توسط شش پسر بد |
|
|
پسرها با ماشين ميرن دم در بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک کارت رو داخل دستگاه ميذارن کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستي رو وارد ميکنن پول و کارت رو ميگيرن و ميرن دخترها با ماشين ميرن دم بانک در آينه آرايششون رو چک ميکنن به خودشون عطر ميزنن احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن در پارک کردن ماشين خيلي خيلي مشکل پيدا ميکنن بلاخره ماشين رو پارک ميکنن توي کيفشون دنبال کارتشون ميگردن کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه کارت تلفن رو ميندازن توي کيفشون دنبال کارت عابربانکشون ميگردن کارت رو وارد دستگاه ميکنن توي کيفشون دنبال تيکه کاغذي که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن کد رمز رو وارد ميکنن دو (2) دقيقه قسمت راهنماي دستگاه رو ميخونن کنسل ميکنن دوباره کد رمز رو ميزنن کنسل ميکنن دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه مبلغ درخواستي رو ميزنن دستگاه ارور (خطا) ميده مبلغ بيشتري رو درخواست ميکنن دستگاه ارور (خطا) ميده بيشترين مبلغ ممکن رو در خواست ميکنن انگشتاشون رو براي شانس رو هم ميذارن پول رو ميگيرن برميگردن به ماشين آرايششون رو توي آينه چک ميکنن توي کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن استارت ميزنن پنجاه متر ميرن جلو ماشين رو نگه ميدارن دوباره برميگردن جلوي بانک از ماشين پياده ميشن کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (اين پسرا حواس نمي زارن واسه آدم سوار ماشين ميشن کارت رو پرت ميکنن روي صندلي کنار راننده آرايششون رو توي آينه چک ميکنن احتمالاً يه نگاهي هم به موهاشون ميندازن مي ندازن توي يه خيابون ، واي اشتباه برميگردن ميندازن توي خيابون درست پنج کيلومتر ميرن جلو ترمز دستي رو آزاد ميکنن. (ميگم چرا انقدر يواش ميره ... |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 14:38 توسط شش پسر بد |
|
|
با تشکر از http://www.sara-naghola.blogsky.com/ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 3:15 توسط شش پسر بد |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 2:31 توسط شش پسر بد |
|
|
بنيـاميــن، ستــــاره هالی!
بنيامين و ايراني كه مثل اون نداره
مي دانيم اين روند براي بازار مكاره موسيقي پاپ ايران جاي بسي تعجب دارد و از علل جامعه شناختي، هنري و آسيب شناسانه آن نميتوان به راحتي گذشت! باور پذيري اين اتفاق كه بنيامين با قطعه(دنيا مثه تو نداره) توانست دل بسياري از مخاطبان را بربايد و آلبومش به صورت مجاز بيش از يك ميليون تيراژ داشته باشد كمي سخت است، اما اين اتقاق افتاده است و اميد ميرود اين اتفاق تكرار نشود... از خودكفايي در حوزه فرهنگ خبري نيست انتشار آلبوم (85) مانند توپي بود كه به يك باره منفجر شد؛ آن هم در شرايطي كه همه روند گرفتن مجوز را به هشت خوان رستم تعبير ميكردند؛البته محسن رجب پور تهيهكننده اين آلبوم در مصاحبهاي كه همزمان با انتشار آلبوم بود، از وزارت فرهنگ ارشاد اظهار خرسندي ميكند و مشكل موسيقيدانها را از نبود سالن براي كنسرت ميداند و نه مجوز! محسن رجب پور ميگويد: (در تمام كشورهاي توسعه يافته گرفتن مجوز كنسرت بر عهده سازمان شهرداري است. اما در كشورهاي در حال توسعهاي چون ما، اين كار به عهده وزارت ارشاد است.) رجب پورمي افزايد: (هنرمنداني كه سابقه محتوايي و اخلاقي آنها به وزارت ارشاد ثابت شده است براي گرفتن مجوز مشكلي ندارند، اما مشكل مهم ما نبود سالن و مكان براي اجراي كنسرت است كه شهرداري عهدهدار آن است)! اين تهيهكننده، پروسه گرفتن كارهاي موسيقي را در دولت جديد طولاني ميداند و اما اين پروسه را ناشي از ناآگاهي هنرمندان ميداند نه دولت!وي ميگويد: (طبعا هر دولتي با انجام يكسري تغيير و تحول جايگزين دولت قبلي ميشود؛ اين در صورتي است كه هنوز هنرمندان ما خودشان را با تغييرات فضاي جديدوفق ندادهاند.) رجب پور كه 15 سال در عرصه توليد موسيقي پاپ كار ميكند، تصريح ميكند: (ما تنها مملكتي هستيم كه در عرصه موسيقي توسط همزبان و همجنس خودمان در آن سوي آبها، چه بخواهيم و چه نخواهيم، تغذيه ميشويم؛ اين در حالي است كه تنها موردي كه اغلب اين موسيقيها ندارند به مقوله (هويت) بر ميگردد.) وي در ادامه صحبتهاي خود، اويل انقلاب را يادآوري ميكند و ميگويد: (نبايد ازياد برد كه جامعه ما در بيشتر عرصهها به خودكفايي رسيده است. ديگر خبري ازصفهاي طولاني مرغ، گوشت، تيرآهن و... نيست. اما نبايد فراموش كرد كه در زمينه فرهنگ نه تنها پيشرفت نكرده بلكه پسرفت هم كردهايم)! رجب پور هجوم به جشنواره فرهنگي يا حتي ورزشگاهها را از پسرفت فرهنگي ميداند و خاطرنشان ميكند: (اگر در عرصه فرهنگ پيشرفت كرده بوديم نشانهاي از هجوم جوانها براي يك جشنواره يا كنسرت مشاهده نميكرديم و مجبور نبوديم 100 هزار نفر را در يك سالن 30 هزار نفري جاي بدهيم. يا اينكه بعد از يك مسابقه فوتبال شاهد آسيب رساندن به اتوبوسهاي شركت واحد باشيم)! چه شد كه بنيامين همهگير شد عميقتر نگاه كنيم و ببينيم چرا بنيامين اينگونه نقل هر محفل شد. -1 ابتدا به سراغ اسم آلبوم برويم با عنوان(85) كه تاكنون از اين اسامي استفاده نشده بود. -2 با نشاط بودن و استفاده از ريتمهاي تند و دلنشين از ديگر مواردي است كه به اين اثر موسيقيايي تنوعي خاص بخشيده است. در اين اثر، بنيامين حرف دل اغلب جوانهاي امروزي را مطرح ميكند، يعني جواني كه امروز در مرز بي هويتي به سر ميبرد.اين قشر از يك طرف نسل قبلي خود يعني پدر و مادرهايش را ميبيند كه دركنارهمان زندگي سنتي و شرقي احساس آرامش ميكند و از طرف ديگر خودش را ميبيند كه در اين سن دو راه بيشتر ندارد؛يا بايد به آينده فكر كند و يا نه!در اين مسير هم دنبال يك معشوقه ميگردد.اما ناباورانه به اين نتيجه ميرسد كه در اين راه پر سنگلاخ و بي آب و علف ياري اندر كس نميبيند،ياران را چه شد؟ بنيامين از بي وفايي ميگويد و لحظات سختي كه نياز به همدم دارد و با سوز ميگويد: (برگرد.) لحظات سخت است و تمام وسايل اتاق به گفته مرحوم فريدون مشيري (همه تن چشم شدم،خيره به دنبال تو گشتم.) ميخواند: (ساعت، ديوار، چشمات، قلبم، نميياي، نميياي/ آلبوم، گريه، نامه، عاشق، نميخواي، نمي ياي/ من درد، تو سرد/ برگرد، برگرد...) -3 بنيامين برخلاف بعضي از خوانندههاي ديگر به اشعار مثبت علاقه دارد. ميگويد: (من به اين اعتقاد ندارم كه بايد معشوق رفته را كوبيد و بهش فحش داد تا مردم خوششان بيايد، چون اغلب آدمها عشق شكست خورده دارند. اما نگاه ما متفاوت است. راستش رسيدن يا نرسيدن ديگر مهم نيست كه رويش تاكيد كنيم. من چند تا از اين ترانهها را شنيدم و حالم بد شد. ما با معشوقمان دعوا نداريم. اگر با يكي مشكل داري و از او ناراحتي، بايد بگذاري بروي ديگر)! -4 استفاده از صداي واقعي نه صداي تقليدي، شايد يكي از مولفههاي اساسي درصداي جواني است كه نيامده به بازار، موسيقي پاپ را تصاحب كرده است.
-5 تصويري بودن ترانههاي آلبوم (85) از ديگر موفقيتهايي است كه زندگي روز مره را بدون ابتذال مطرح ميكند.وي به تصوير ميكشد: (يه عاشق بي قايق،تو دريا/ چشما شو ميبنده، تو رويا/ من عاشق، بيقايق، تو دريا ميميرم/ چشمامو ميبندم، بيرويا ميميرم / ميرم و ميميرم، آسوده ميشم از عشق/ ميرم و ميميرم...) بهادري با اينكه خود ترانه ميگويد اما براي آلبومش از اشعار فريد احمدي استفاده كرده است؛ چرا كه معتقد است: (ترانهسرايي تمركز زيادي ميخواهد در حالي كه خيلي از كساني كه اين كار را انجام ميدهند، خيلي راحت و ساده از كنارش ميگذرند.) -6 و مهمتر از همه داشتن يك تهيهكننده آيندهنگر با پيشبيني دقيق يعني محسن رجب پور؛ هماني كه روزگاري گروه (آريان) را تشكيل داد اما در دو سال اخير تب گرمي از اين گروه نميبينيم. اين در حالي است كه رجب پور اين مباحث را رد ميكند و ميگويد: (سال گذشته ما بزرگترين مجموعه كنسرتي را كه قبل و بعد از انقلاب در ايران تدارك ديده شد ترتيب داديم، اما متاسفانه بنا به دلايلي كه هنوز براي ما واضح نيست، اين كنسرت لغو شد و ما سي ميليون تومان ضرر كرديم. به جز ضرر مالي، اعضاي آريان هم سرخورده شدند. همزمان دولت عوض شد و تجربه بزرگترها هم ميگويد كه در هنگام تغيير و تحولات سياسي هر كس خودي نشان بدهد، گوشت قرباني است. من نخواستم آريان گوشت قرباني شود. به همين دليل كار نكردم اما فعاليتهاي زيادي داشتيم و آريان با مجوز خصوصي براي ارگانهاي مختلف برنامه اجرا ميكرد. امسال هم خبرهاي بيشتري از آريان خواهيد شنيد.) اين تهيهكننده كه سياست هنري و درايت آن غيرقابل انكار است، زماني كه آلبوم(85) بيرون آمد از روند آن خوشحال بود و گفت: (همان روزهايي كه اين آلبوم منتشر شد، چند كار شاخص لسآنجلسي هم بيرون آمد و ما افتخار ميكنيم كاري توليد كرديم كه از نظر سطح كيفيت از موسيقي لسآنجلسي بهتر است. ما ميدانيم كه هيچوقت نبايد به سمت ابتذال برويم اما نشاط و شادابي را هم نبايد از جوانان بگيريم. چرا كه نميتوانيم با آنها به زبان سي سال پيش صحبت كنيم.) بنيامين قرار بود آهنگساز باشد بنيامين قرار بود آهنگساز بماند. او كار آهنگسازي را بيشتر از خوانندگي دوست دارد؛ چرا كه به گفته بهادري آهنگسازي امنيت كاري بيشتري دارد. (وقتي شما آهنگساز هستيد كارتان ضمانت دارد و ديوارههاي دفاعي بيشتري را در اطرافتان داريد ولي وقتي خواننده ميشويد بسياري از اين ديوارههاي دفاعي را از دست ميدهيد.) او ادامه ميدهد: (وقتي آهنگسازي ميكنيد فرصت انتخاب و فضاي ذهني و كاري بيشتري را در اختيار داريد و ميتوانيد خوانندگان و صداهاي مورد علاقه و در بعضي وقتها مطرح و تاثيرگذار را به جامعه موسيقي معرفي كنيد؛ ضمن اينكه اگر درخوانندگي موفق شويد دچار استرس زيادي ميشويد و اگر موفق نشويد، سرخورده و خسته و در هر دو صورت ضرر ميكنيد.) اومي گويد: (براي خواننده شدنم كمي زود بود. به هر حال اتفاقي است كه نا خواسته افتاد و چند كارمن كه غيرمجاز پخش شد، باعث شد به خودم پيشنهاد خوانندگي مجموعه آن ترانهها را بدهند. من آن كارها را براي خودم نساخته بودم و قرار بود خوانندههاي اصلي از روي آهنگهايي كه من به صورت ماكت خوانده بودم بخوانند ولي وقتي كه كار به آن صورت بيرون آمد و با استقبال مردم روبه رو شد، شركتهاي تهيهكننده و بعضي از دوستان پيشنهاد كردند كه خودم آنها را بخوانم.) به هر حال اين خواننده جوان كه اكنون خود را از همطرازانش يك سر و گردن بالاتر ميداند، براي ادعا |